ابن مهلب ( نواده مهلب پسر محمد پسر شادى )
مقدمهء مصحح 38
مجمل التواريخ والقصص ( تصحيح ملك الشعراء بهار ) ( فارسى )
در جدول القاب سلجوقيان اسامى هفت نفر ديگر از سلاطين سلجوقى متاخر از سلطان محمود ابن محمد بن ملكشاه ( 512 - 525 ) كه چنان كه گذشت سلطان معاصر مؤلف بوده است همه الحاقى است ، و تقريبا عين همين كار را در فصل مقابر سلجوقيان نموده است ص 465 و كذلك در جدول القاب غزنويان در ص 429 نام ابو شجاع خسرو شاه بن بهرامشاه ( حدود 550 - 559 ) جانشين بهرامشاه سلطان معاصر مؤلف الحاقى است ، و همچنين حكايت فتنهء غز در ص 526 به كلى الحاقى و تقريبا به عين عبارت منقول از راحة الصدور راوندى است ظاهرا ، و نيز در همان صفحه اين عبارت : « و در سنهء تسع و ثمانين و خمسمائه ملك طبرستان اردشير بن الحسن تجديد عمارت آن مىفزود » علاوه بر اصل است ، در ص 386 بعد از ذكر خلافت مسترشد اين عبارت مسطور است : « صاحب تصنيف اين كتاب ذكر خلفا تا بدين جايگاه كردست همانا كه مدت اين قدر يافته است اگر كسى را مراد باشد الحاق ديگر خلفا مىكند تا بدين عهد » كه صريح است كه الحاقى است ، و همچنين دو حكايت مفصل مبسوط شارستان زرين و شارستان روئين در ص 498 - 511 هر دو الحاقى است چنان كه از اين عبارت ابتداء آن ظاهرا معلوم مىشود : « ذكر شارستان زرين و شارستان روئين ، اين هر دو حكايت و ذكر اين شارستان خارج مجمل - التواريخ بود اما چون بدين [ مقام ] لايق بود ذكر آن كرده شد و نوشته آمد تا كتاب تمام باشد و فايده دهد » مآخذ مؤلف ، - مؤلف در ديباچه اشاره ببعضى از مآخذ خود نموده و در اثناء كتاب نيز احيانا بعضى از كتبى را كه از آنها استفاده كرده نام برده است ، راقم سطور اسامى بعضى از اين كتب را كه در اثناء مطالعهء مستعجل اين مجموعه يادداشت نموده ذيلا مذكور ميدارد ولى استقصاء كامل آنها موقوف بتتبع دقيق سرتاسر مجمل التواريخ است كه فعلا براى من ميسر نيست ، از مطالعهء جدول ذيل واضح مىشود كه مؤلف در تأليف اين كتاب مآخذ معتبرى بدست داشته كه هر چند بعضى از آنها مانند تاريخ حمزهء اصفهانى و تاريخ طبرى و تاريخ ابن واضح يعقوبى و غيره خوش بختانه هنوز نيز باقى است ولى بسيارى ديگر از آنها از قبيل همدان نامهء عبد الرحمن بن عيسى الكاتب الهمدانى ، و تاريخ اصفهان حمزهء اصفهانى ، و اخبار نريمان و سام و كيقباد و افراسياب از ابو المؤيد بلخى بنثر ، و اخبار لهراسف و اغش و هادان از همو ، و پيروزنامه از مؤلفى كه نام او گويا در اثناء كتاب مذكور نيست ، و سير و فتوح سلطان سنجر نظم امير الشعرا معزى و غيرها و غيرها گويا امروز به كلى از ميان رفته و اثرى از آنها باقى نيست و همين فقره نيز مخصوصا يكى از موجبات اهميت اين كتاب است [ ( 1 ) ]
--> [ ( 1 ) ] اينجا آقاى قزوينى شرحى راجع بصفحات و علامات رمز اوراق نوشتهاند كه به كار نسخهء عكسى ميايد و درين نسخه ضرورت ندارد ، بنابر اين آن حواشى از اينجا حذف شد .